خرید بک لینک
آری اینچنین شد، دکتر!


در شب ۲۲ بهمن 40 سالگی انقلاب، تفألی زدم به تحلیل تاریخ تا رسیدم به کتاب:
" آری، اینچنین بود برادر" دکتر شریعتی
نشستم و برای دکتر نوشتم.
...... و اما دکتر، پس از گزارشی از تاریخ به بردگان اهرام مصر، به آنان گفتی که پس از آنهمه ظلم فرعونها، محمد، پیامبری بری از زر و زور و تزویر از مکه برخاست و به بردهها هویت بخشید.
اما پس از تحمیل مرگ مشکوک بر تو، مبارزه همچنان ادامه یافت.
........ و همان روحاللهی که میشناختی، فریاد بشریت را به سرمنزل رساند. گمان میکردیم کلید آزادی در مشتمان است که ناگهان جنگی نابرابر با پرچم آیات جهاد به سویمان آخته شد و باز، شهدایی از جنس همان بردگان، قلب تاریخ شدند.
ناگهان در پناه این رشادتها، سهمخواهان افتادند به غارت دستآوردهای انقلاب و بیتالمال.
اما دکتر؛ همانهایی که تفکر تو را زاییده سوسیالسیم میدانستند، در اثر غفلت خودمان زنجیر تزویر را بر پای افکارمان زدند.
باز همان چهرههای قارونی با منابع نفتی، به جان بشریت افتادند. رباخواران در پوشش بانکهای اسلامی در فضای فقر و فحشاء افتادند به پیکار علنی با خدا.
با ثروتی که قرار بود چرخ تمدن این سرزمین را رونق دهد، قصرهای دین را سر به فلک کشیدند تا خوشبختی عوام با ظهور مهدی گره بخورد.
مهدویت؛ همانها که تو را تکفیر میکردند، این بار به نام روحالله در فضای درام پس از او، بر گردنه انقلاب چنبره زدند.
ایمانها کمرنگتر و دینگریزی علنیتر شد. منارهها سر به فلک، اما شبستانها تهی.
دکتر، تو و ما درد شلاق شاه را به راحتی درک میکردیم. ولی نمیدانیم چرا در قرن بیداری، با خیمه شب بازی عبودیت آسمانی در زمین، دچار خرافات شدهایم. شاید تمرین تزویر شناسی نکرده بودیم که گرفتار تمدنی با فرهنگ دشنام، كينه و نفرت و مجهز به موشک شدیم.
آری؛ بعد از تو، همسفران حسینه ارشادت را یا با نیرنگ پدرخوانده جهل مقدس ترور کردند، یا خانه نشین. و بعد، افتادند به مصادره انقلاب.
آنقدر در عالم تحریم از توسعه جا ماندیم که استقلال ما با واردات قوت و غذا از کفرستان چین و روس جبران میشود.
هنوز هم اندیشههای ابوسفیانی در اتاق فکر MI6 جولان میدهد.امریکا، همان دشمن قسم خورده دیروز و دشمن فرضی امروز، در صدد آشتی با ماست بلکه ما را از چنگ انگلیس و روس بیرون بکشد.
ما شاه را بیرون کردیم، اما قدیسین در کاخش جا خوش کردند؛ و این بار، به نام الله.
فردا نیز به آزادی میرویم.
جشن انقلاب، این استخوان در گلوی ملت خسته از تزویر، میخواند ما را.
زادهی خودمان است و زخم خوردهی خودمان.

(؟)

برچسب: نویسنده: یاسین رضوانی تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 10:31

صفحه بندی